قالب وبلاگ

BRIC
Behavioral Research Information Center " مرکز اطلاعات تحقیقات رفتاری 
لینک های مفید

 کنش متقابل نمادین


 سودمندی تئوریهای كنش متقابل نمادین را در یاری رساندن به درک روابط فرد و جامعه می داند و مدعی است که این تئوری ها درک ما را از اجتماعی شدن با نظر به سبك زندگی افزایش می دهند. بعلاوه دیدگاهی جانشین برای رفتار منحرف و آسیب شناسی روانی معرفی می کنند و در تدوین برنامه های تشخیص و درمان افراد ، خانوارها و گروههای كوچك سودمند هستند.
به زعم این فصل كنش متقابل نمادین متمرکز بر روابط بین فرد و جامعه است؛ همچنانكه در خویشتن منعكس شده است. كنش متقابل بر بنیادی استوار است كه هویت را شامل نماد هایی می داند كه در فرایند كنش متقابل با دیگران حاصل و ظاهر می شود.

• از لحاظ تاریخی مكتب كنش متقابل نمادین ، به عنوان آمیزه مكاتب فكری عمده فلسفی ، روان شناختی و جامعه شناختی در اواخر قرن 18 میلادی شكل گرفت . اگرچه نظریه پردازان متعددی در شكل گیری دیدگاه كنش متقابل نمادین نقش داشته اند، جورج هربرت مید پیشرو نظری و ساخت دهنده دیدگاه مذكور در مراحل اولیه رشد شناخته می شود .

• اندیشه فلسفی و نظری كه تحت لوای ‹‹ مكتب شیكاگو ›› و با عنوان ‹‹ كنش متقابل نمادین ›› مطرح شد، آمیزه ای از افكار گروهی متنوع از اندیشمندانی بود كه آثار و فعالیتهایشان بازتاب ایده آلیسم رمانتیك آلمان و پراگماتیسم عمل گرایی یا اصالت عمل آمریكایی بود. فیلسوفانی مانند جمیز دبلیو بالدوین و جان دیویی ، جامعه شناسانی مثل دبلیو. آی، توماس و چارلز هارتون كولی، و روان شناسانی همچون ویلهم دونت و ویلیام جیمز جزء نخستین بنیانگذاران، كه نگاه روانی اجتماعی به فرد بودند.

• اما اگرچه كنش متقابل گرایی نمادین دامنه گسترده ای از نظریه ها و نظریه پردازان را در بر می گیرد تمامی آنها در خصوص مفروضات زیر بنایی درباره ماهیت رشد انسان اشتراك نظر دارند . از این منظر در درجه اول، انسانها موجوداتی اجتماعی فرض می شوند كه با افراد دیگر بر مبنای نمادها یا معنا های مفاهیم مشترك به تعامل می پردازند. از این رو ، كنش متقابل انسانی ، كنش متقابل نمادین است .
• بر پایه مفاهیم كنش متقابل نمادین ، توانایی اندیشیدن ـ آنگونه كه ما آن را می شناسیم ـ فارغ از نقش زبان امری نا ممكن است. به نظر مید اندیشیدن ‹‹ فرایند سخن گفتن فرد با خودش ›› است ، و تفكر ، افتراق بین مفاهیم و عناصر مجزا، تجزیه و تحلیل را در برمی گیرد. اگر چه فرایند های روانشناختی و فیزیولوژیكی متضمن تفكر، ادراك و سایر فرایند های ذهنی هستند، اما معنایی كه مردم برای تجربه هایشان در نظر می گیرند ماهیت و محتوای اجتماعی دارد. از این رو، رفتار انسان بیشتر ازآنكه صرفاً تابعی از فرایند های درون روانی یا فیزیولوژیكی باشد یك كنش اجتماعی به نظر می رسند.
• هرچند تعداد نسبتاً زیادی از نظریه پردازان و فلاسفه هستند كه می توان آنها را جزء تأثیر گذاران بر مكتب كنش متقابل گرایی نمادین بشمار آورد، اما دو تن از مهمترین آنها چارلز هارتون كولی و جورج هربرت مید هستند كه نظرات آنها مفصل تر بحث شده است.
چارلز هارتون كولی
• كولی، در ابتدای نظریه پردازیش، بسیار تحت تأثیر جان دیویی، جیمز بالدوین، و ویلیام جیمز و همچنین متأثر از دید گاه ارگانیك به جامعه بود ، دیدگاهی كه بر كنش متقابل دو سویه بین فرد و جامعه تمرکز دارد. از نظر كولی ، هر نوع درك و شناختی از جامعه می بایست بر درك و شناخت افراد در آن جامعه مبتنی باشد
• كولی ، در تلاش برای تبیین رابطه خویشتن ـ جامعه ، بر فرایند های ذهنی افراد تأكید می کرد كه به خود آگاهی و جامعه آگاهی افراد می انجامد . به نظر كولی ، ‹‹ ذهن فرد ›› و ‹‹ ذهن جامعه ››مانند خود آگاهی و جامعه آگاهی تفكیك ناپذیرند و ریشه در فرایند تفسیری تصویر سازی ذهنی دارد. كولی نظریه پردازی اش را بر این مبنا ادامه می دهد كه خود انگاره در بافت و بستر كنش متقابل با گروه ها رشد و بسط می یابد . گروه های اولیه نخستین ‹‹ وسیله ارتباط و همكاری چهره به چهره و نزدیك افراد با یكدیگر توصـــیف می شوند ›› و ‹‹ در شكل دادن به ماهیت اجتماعی ایده ال ها و مطلوب های افراد نقشی بنیادین دارند ››
جورج هربرت مید
• مید نیز همانند كولی تحت تأثیر اندیشمندان اجتماعی روزگار خودش قرار داشت. مید در معروف ترین کتاب خود یعنی ‹ ذهن ، خویشتن و جامعه ›› به توصیف نظریه او درباره رشد خویشتن اجتماعی می پردازد . مید این اندیشه اجتماعی اش را ‹‹ روان شناسی اجتماعی ›› نام نهاده بود اما آن را از گرایش روان شناسی اجتماعی كه از منظر روان شناختی مطرح می شد متمایز می دانست . به باور وی عضو یت در ساختاری اجتماعی یا در گروهی اجتماعی در تعیین چگونگی رفتار و تجربه های فرد مؤثر است . از این رو ، خود آگاهی انسان ، ‹‹ ذهن ›› و ‹‹ خویشتن ›› اساساً فرآورده های اجتماعی ای به حساب می آیند كه در بستر فرایند های اجتماعی موجود ایجاد می شوند. این نقطه نظر دقیقاً مخالف نظر روان شناسان رفتار گرای آن روز گار بود. آنها اهمیت خود آگاهی انسان در مطالعه رفتار را انكار می كردند.
بسط مكتب شیكاگو : هربرت بلومر

• هربرت بلومر ، كه یكی از دانشجویان مید بود ، تا سال 1952 عضو هیئت علمی دانشگاه شیكاگو بود ، یعنی تا زمانیکه كرسی را در دانشگاه كالیفرنیا در بركلی پذیرفت. لازم به تذكر است كه اگرچه مید ذهن ، خویشتن ، و جامعه را به عنوان عناصری در هم تنیده و مرتبط می دانست، مفهوم جامعه او چندان تدوین یافته و صریح نبود . ساختار های اجتماعی كلانی كه مورد توجه ماركس ، وبر ، و دوركیم بودند ، در نظریه مید به ‹‹ الگوهای كنش متقابلی ››تقلیل یافتند كهدر حقیقت بسط هایی از ‹‹ خویشتن سازمان یافته ›› بودند . گذشته از این ، مید یك روش ( شناسی ) مناسب برای مطالعه نظریه اش تشریح نكرده است . این دو حوزه توسط بلومر شرح و بسط یافتند.

• انتقادهای بلومر در رابطه با دو اندیشه جامعه شناختی اهمیت فراوان دارند ـ جبر گرایی جامعه شناختی و اتكای زیاد به روشهای كمی ـ كه او در مورد هر دوی آنها معتقد بود كه آنها پیچیدگی حیات اجتماعی را به صورت مصنوعی كاهش می دهند. شرح و بسط بلومر در خصوص اندیشه های مید بر ‹‹ نگرش ها ، و نه ایدئو لوژی ها ، بر پیش داوری ، و نه نژاد پرستی سازمانی ، بر جهان پدیدار شناختی ، و نه جهانی مادی ›› تمركز دارد . از این لحاظ او به مفهوم كنش ، كنش متقابل و فرایند های ذهنی مید وفادار باقی مانده است.

مكتب آیوا : مانفورد كوهن

• مانفورد كوهن ، در حركت از كنش گرایی متقابل اجتماعی سنتی كولی ، مید و بلومر ، یك مكتب اندیشه كنش گرایی متقابل مطرح كرد و بر این ایده مبتنی بود كه كنش گرایی می تواند به صورت عملیاتی و به نحو موفقیت آمیزی در پژوهشهای تجربی به كار رود. كوهن ، به عنوان یك عضو هیئت علمی دانشگاه آیوا از سال 1946 تا زمان مرگ ، یك روش و رویكرد تجربی برای مطالعه خویشتن به وجود آورد.
• روش كوهن اغلب ارتباط بسیار زیادی با ایجاد‹‹ آزمون عبارتهای بیست گانه ›› ( TST ) او دارد . او برای مورد آزمون قرار دادن نظریه اش ، موسوم به نظریه خویشتن ، یك ابزار مداد كاغذی برای سنجش اسناد های خویشتن بوجود آورد .
• در T S T فرد برای پاسخ به پرسش ‹‹ من كیستم ›› به بیست عبارت باز و نا محدود رهنمون می شود . این پاسخ ها سپس بوسیله تحلیل محتوا بررسی می شوند و به علاوه می توانند توسط تكنیك های مقیاس گاتمن نیز تجزیه و تحلیل شوند . نظریه كوهن ، به كمك TST در تلاش بود تا وظیفه به صورت تجربی شناخت پذیر كردن تجربی خویشتن برای مشاهده بیرون را به پایان رساند . با این وجود، او با انجام این كار مفهومی از خویشتن اختیار كرد كه پیش بینی پذیر و به لحاظ اجتماعی جبری (مسلوب الاختیار) بود . كنش متقابل گرایان نمادین مكتب مید این روش را به دلیل تقلیل گرایی آن در نشان دادن فرایند های ذهنی ‹‹ من ›› فاعلی ، مورد انتقاد قرار داده اند ، بعلاوه این دیدگاه بر اندیشیدن به خویشتن به عنوان شكلی از مطالعه تجربی و نوعی از دانش ( معرفت ) تأكید نمی كند .
رویكرد نمایشگری : اروینگ کافمن

• اروینگ کافمن ، برای شرح و بسط اندیشه های مید و بلومر ، جنبه های فرایند های خویشتن را گسترده تر ساخت. کافمن از اصطلاحات تئاتری بسیاری برای بیان جنبه های مختلف ‹‹ عملكرد ›› بهره گرفته است . کافمن خاطر نشان می كند كه ، گر چه مدیریت ابراز خویشتن ممكن است با ناكامی روبه رو شود، اكثریت عملكرد ها موفقیت آمیز هستند . در بیشتر موارد ،‹‹ خویشتنی ›› كه عرضه می شود ، همان خویشتنی است كه اجتماع آن را به مثابه خویشتن ‹‹ واقعی ›› فرد كنشگر می پذیرد .
• الگوی نمایشگری کافمن مدعی است كه خویشتن سازه ای ایستا نیست. آن، سازه ای خود انگیخته و خلاق سازنده است كه با موقعیت سازگاری پیدا می كند . از آنجا كه ما دارای نقش های زیادی هستیم ، ممكن است ‹‹ خویشتن ›› های زیادی نیز داشته باشیم. کافمن در كتاب ‹‹ لكه ننگ ›› ( 1963 ) به بررسی روشهایی می پردازد كه افراد دارای ‹‹ هویتهای ضایع ›› به وسیله آنها به انواعی از مدیریت ابراز خویشتن می پردازند كه لكه ننگ (زشتی ها و نقاط ضعف) آنها را از دید دیگران پنهان نگاه می دارد.
• بر طبق نظر کافمن ، افراد ‹‹ بهنجار ›› ( یعنی كسانی كه فاقد لكه ننگ هستند) معتقد ند افرادی که سایرافراد ‹‹ كاملاً انسان›› نیستند.

• ویلیام نیومن ( 1973 ) ، به منظور تدوین نظری مجدد اندیشه های کافمن ، سه طبقه از لكه های ننگ به را به شرح زیر معرفی كرده است : (1) صورت ظاهری ؛ (2 ) نظام باورها ؛ و (3) رفتار


• اگرچه گرگوری پی . استون احتمالاً به خاطر پژوهشهایش در زمینه های جامعه شناسی بازی و ورزش شناخته شده تر است، كار های اولیه او در خصوص نقش جلوه ظاهری در راستای بسط نظریه ی ‹‹ رشد خویشتن ›› مید است. استون بیان می دارد كه جلوه ظاهری برای ‹‹ عرضه خویشتن ›› اهمیتی فراوان دارد و ‹‹ مدیریت ›› جلوه ظاهری ما توسط دیگران تعبیر و تفسیر می شود. استون ، بر پایه مراحل رشد مید ، تغییراتی را در نحوه سخن گفتن و جلوه ظاهری در طول مراحل مختلف پدیداری و ابراز خویشتن توصیف كرده است . به علاوه او بیان داشته است كه چگونه تغییرات در جلوه ظاهر با شكل گیری و تثبیت هویت جنسیتی و جنسی ارتباط دارد.

• مارتیندال ( 1988 ) متذكر شده است كه كارهای استون متأثر از تمام شاخه های فرعی مكتب كنش گرایی متقابل نمادین است و نیز او یكی از مهمترین نظریه پردازانی است كه در حال حاضر ‹‹ نسل جدید ›› كنش متقابل گرایان نمادین را آموزش می دهند.

• سپس در این فصل به نظریه بر چسب زدن اشاره شده است و بیان می دارد که این نظریه از رویكرد كنش گرایی متقابل نمادین ریشه گرفته است. به زعم این نظریه انحراف در یك جامعه ، بیشتر از آنكه پدیده ای روان شناختی باشد ، پدیده ای اجتماعی است . نظریه پردازان دیدگاه بر چسب زدن به این واقعیت اشاره می كنند كه انحراف یك خصیصه ذاتی رفتار ها یا متعلق به افرادی خاص نیست.

• نظر ها و هنجار های افراد اجتماع متغیری اصلی در نظریه بر چسب زدن به شمار می آید . فرایندی كه بر اساس آن افرادی خاص برچسب ‹‹ منحرف ›› می خورند فرایند پیچیده انتخابی است كه دربر گیرنده پاسخ های دیگران نیز هست. این افراد اجتماع ، و نه كنش گران فردی ، هستند كه یك رفتار خاص را به عنوان رفتاری منحرف مشخص و تعریف می كنند.
• نظریه پردازان بر چسب زدن هم به فرایند ها و هم به پیامد های بر چسب زدن علاقمند ند . هنگامی كه بر چسب های منفی و نابهنجار دال بر آسیب شناسی در سطحی وسیع استفاده می شود، برچسب بر تمامی ارتباطات اجتماعی تأثیر می گذارد؛ به گونه ای كه فرد از یك جایگاه و موقعیت سالم (بهنجار) در جامعه به سوی نقشی منحرف هدایت می شود.

• اما اگر توجه شود می بینیم که رشد خویشتن به كنش متقابل ، تقلید نقش ، و نقش ایفا كردن بستگی دارد . اگرچه خویشتن زمانی كه دیگری تعمیم یافته درونی شود كامل می گردد ، اما رشد در سراسر چرخه زندگی تدوام می یابد. مفهوم نقش، مفهومی اساسی در مكتب كنش گرایی متقابل است. ‹‹ نقش ›› یك طبقه یا موقعیت اجتماعی همراه با مجموعه ای از الگو های رفتاری مورد انتظار است. با این وجود در خلا نقشی وجود ندارند و نقش ها تا اندازه ای زیاد بر اساس ارتباطشان با فردی دیگر تعریف می شوند.
• نظریه نقش به مكتب های كار كرد گرایی ساختاری و كنش گرایی متقابل نمادین مرتبط است. اصطلاح ‹‹ انتظارات نقش ›› به حقوق و تكالیف یك نقش ، آنگونه كه توسط خویشتن و توسط دیگران تلقی می شود ، اشاره دارد . چنانچه انتظارات نقش یك فرد از انتظارات دیگران متفاوت باشد ، در انتظارات نقش تعارض ایجاد می کند . ‹‹ تعارض نقش ›› به انتظارات نا سازگار و متضاد در نقش های یك فرد اشاره دارد . این حالت می تواند در رابطه با دو نقش كه انتظارات نا متضادی در بر دارند باشد و یا مربوط به نقشی با تناقض ها و ناسازگاری های ذاتی باشد. ‹‹ ابهام نقش ›› ممكن است زمانی روی دهد كه انتظارات نقش روشن نباشد و یا به خوبی تعریف نشده باشند . اصطلاح ‹‹ حمایت نقش ›› به میزان پشتیبانی ای كه فرد در صورت پذیرش یا انجام یك نقش خاص از آن برخوردار می شود ( یا برخودار نمی شود ) اشاره دارد.

• مفاهیم جفتی دیگر مربوط به نظریه نقش یكی ‹‹ نقش های تكلیفی ›› و دیگری ‹‹ نقش های اجتماعی هیجانی ›› است. اصطلاح دیگر اصطلاح ‹‹ گروه مرجع ›› است که توسط اچ . هایمن ( 1942 ) مطرح شد و بوسیله رابرت مرتون ( مرتون و كیت، 1950 ) باز تعریف و اصلاح شد وبه گروه هایی اشاره دارد كه معیار ها یا استاندارد های هنجاری و رفتاری برای یك فرد را مشخص می كنند.

• در این فصل درمیابیم که اجتماع پذیری فرایندی است كه از طریق آن ما نقش ها و قواعد و آداب جامعه را یاد می گیریم . با این وجود، اجتماع پذیری فرایند ساده الگو برداری یا شكل دهی رفتار نیست و اجتماع پذیری اولیه زمانی به پایان می رسد كه دیگری تعمیم یافته در خود آگاهی كودك درونی شده باشد . در این زمان قواعدی كه رفتار را هدایت و جهت دهی می كنند دیگر بیرونی نیــــستند و می توانند از طریق وجدان فرد به صورت درونی اثر گذارند.

• البته بسیاری از نظریه پردازان متذكر شده اند كه اجتماع پذیری در دوران معاصر بسیار دشوار تر از اجتماع پذیری در گذشته است . همچنانكه جامعه تغییرات اجتماعی سریع را پشت سر می گذارد ، به جامعه ای بسیار فزاینده پیچیده تر تبدیل می شود . پیشرفت های فن آورانه، افزایش سرعت و تعداد تحرك جغرافیایی ، تنوع فرهنگی ، و تغییر نقش زنان ، و گستردگی و افزایش رسانه های جمعی تنها اندكی از عوامل تأثیر گذاری اند كه در پیچیده تر شدن اجتماع پذیری اولیه و ثانویه نقش داشته اند. تضعیف پیوند های خانوادگی گسترده باعث نوعی از فرزند پروری شده كه مسئولیت های زیادی را روی دوش مادران نهاده و به نحو حساب شده ای خانواده هسته ای را ـ به ویژه متشكل از زنان و بچه ها ـ از سایر جامعه جدا كرده است و مشكل مضاعف و همراه با پیچیدگی انتظارات نقش خانوادگی مسایلی مانند افزایش میزان طلاق ها و ازدواج های مجدد است.

• از این رو ، روشن است كه نیاز به انتقال از ارزشهای فرهنگی همراه با تغییرات وسیع امری است كه وجود آن به شدت احساس می شود . همزمان با آن كه نقش های سنتی و انتظارات نقش تغییر می كنند ، یك احتمال فزاینده برای بروز تعارض نقش و ابهام نقش پدید می آید.
• از نظر کاربرد اجتماعی این نظریه می توان گفت مكتب كنش متقابل نمادین ، مانند بسیاری دیگر از نظریه های جامعه شناختی ، به لحاظ سنتی با توجه و پذیرش گسترده ای در فعالیت های پژوهشی و علمی اجتماعی مواجه نشده است . با این وجود، متون و كتب بررسی زمینه شناخت رفتار انسانی ، نقش و سهم این مكتب را در درک بهتر رفتار انسان مورد تصدیق قرار داده اند.

• مكتب كنش متقابل نمادین ، به مثابه نظریه ای برای سنجش و ارزیابی، توجه ما را به جنبه های اجتماعی رشد معطوف می سازند . تأثیراتی كه فرد از محیط پیرامون ، و از افراد و گروه هایی كه با آنها در تعامل است می پذیرد به كانون توجه در یك تاریخچه روانی اجتماعی [ پیشینه ] فرد تبدیل می شود . به علاوه ، دیدگاه مراجع در خصوص خویشتن و معانی تفسیری كه برای افراد و رویداد ها در ذهن را می پروراند ، اجزای اصلی اطلاعات مورد نیاز برای كمك رسانی به او محسوب می شوند .

• به علاوه دیدگاه كنش گرایی متقابل بیان می دارد كه سنجش افرادی كه به عنوان منحرف بر چسب خورده اند نباید بر آن انحراف ادعایی متمركز شود . از آنجا كه برچسب زنندگان و مراكز و عوامل كنترل اجتماعی برچسب های ‹‹ منحرف ›› را به افراد و رفتار های خاص به نحو گزینشی به آنها می دهند ، لذا یك حوزه مهم ، سنجش فرایندهای كنش متقابلی است كه باعث به كار گرفتن برچسب زننده ها و برچسب گیرنده( ها ) محسوب می شود ، لذا كسب اطلاعات در مورد بر چسب زننده ها نیز در جای خود حائز اهمیت است . حوزه مهم دیگر كه در سنجش مورد توجه است جهت گیری نظام مندی ( سیستماتیك) است كه در مراكز و نهاد های كنترل اجتماعی به صورت ذاتی وجود دارد . ( مانند بیمارستان های روان پزشكی ، مراكز بهداشت و رفاه عمومی(دولتی ، مدارس و … ) که منجر به ایجاد گروه های مظلوم و فاقد قدرتی می شود كه برچسب منحرف و نا بهنجار به آنها زده شده است. و سر انجام حوزه مرتبط با سنجش دیگری كه وجود دارد رابطه مراجع ـ مشاور( درمانگر ، مددكار و …)است. معناهایی كه مراجعه کننده برای زندگی ، روابط و موقعیتهایش اسناد می دهد ممكن است از معنایی كه مشاور در ذهن خود می پروراند متفاوت باشد.

• البته بر این نظریه انتقاداتی هم وارد آمده است از جمله این که هرچند دیدگاه كنش متقابل نمادین و نظریه های مرتبط با آن اهمیت پایه های زیستی و روانی رفتار را تأیید می کند، با این وجود، از نقطه نظر تاریخی هیچ وقت فرایند های زیستی را بطور مستقیم مورد توجه قرار نداده اند . فرض بر این است كه مردم بوسیله انواعی از تكانه ها و سائق ها بر انگیخته می شوند ، اما این كنش متقابل بین عواملی زیستی و اجتماعی است كه مورد تأكیـــــد قرار می گیرد.
• نقش متقابل نمادین به دلیل تمركزش بر فرایندهای كنش متقابل اجتماعی ، مسایل روحی و معنوی را از شیوه بررسی ساختار اجتماعی معنا مورد توجه قرار داده است.
• بعلاوه باید متذکر شد که نظریه هایی كه در این فصل مورد بحث قرار گرفته اند به طور همزمان بر فرد ، خانواده به عنوان یك گروه اولیه ، گروه های همتایان همسالان ، همكاران و…، گروه های مرجع ، نهادها ، سازمان ها ، و اجتماع ها ( گروه های ثانویه ) تمركز داشتند كه در مجموع جامعه در سطح كلان را به وجود می آورند . از طریق تعامل بین این گروه های اولیه و ثانویه است كه افراد معانی و تفاسیر مشترك را بین خود ایجاد می كنند . خویشتن ، به عنوان یك فرایند ، از بافتهای بزرگتر احاطه كننده آن تفكیك ناپذیر است . به علاوه ، همه رفتار ها در چار چوب محیط های اجتماعی و فرهنگی خاص ایجاد و ابراز می شوند . با این حال ، این محیط ها به عنوان محصول فراورده معناهای به صورت اجتماعی ساخت یافته تلقی می شوند كه نقش ها ، قواعد ، هنجار ها و انتظارات یك جامعه را تعریف می كنند ؛ در نتیجه آنها بیشتر از آنكه جنبه مادی داشته باشند از جنبه نمادین برخودار هستند .

• اگرچه هیچ توصیه و رهنمود خاصی برای افزایش سلامت روانی و رفاه انسان نمی توان بطور مستقیم از نظریه های مرتبط با كنش گرایی متقابل بر گرفت ، تأكید و تمركز آنها بر مبنای تعاملی رشد بهنجار به نوعی بر اهمیت حمایت اجتماعی بین فردی هم برای گروه های اولیه و هم برای گروه های ثانویه در سراسر چرخه زندگی اشاره دارد . بینش های حاصل از دیدگاه كنش گرایی متقابل نمادین باعث گشوده شدن دریچه های دقیقی بر فعالیت عملی اجتماعی می شود.فعالیت اجتماعی مبتنی بر توانمندی ها بر رابطه یاری رسانی مشاركتی تأكید دارد كه در آنها از مراجع حمایت می شود تا واقعیت زندگی و هدفهایش را تعریف كند . گفتگوی یاری رسان یك كنش متقابل نمادین است كه معنای زندگی مراجعه کننده را برای او آشكار می سازد ، بویژه وی را نسبت به توانمندی ها ، استعداد ها و منابعی آشنا می سازد كه مشوق بهبود پذیری او هستند.

• از طرفی دیگر كنش گرایی متقابل نمادین هم جهت گیری های اثبات گرایانه و هم رویكردهای پدیدار شناختی را دربر گرفته است. در پایان فصل نیز اشاره شده است که همه نظریه های بحث شده، بیشتر از آن كه برای پیش بینی رفتار سودمند باشند به درد تبیین آن می خورند و در یك سطح تبیین كنندگی احتمال نگر ، و نه سطحی جبر گرایانه ، كاربرد دارند . آنها ، البته با در نظر گرفتن محدویتهایی كه پیشتر دربارهشان سخن گفتیم ، برای تبیین ویژگی های هم افراد و هم گروه ها به نحو بسنده ای سودمندی دارند. اگرچه این نظریه ها وجود یك پیوند درونی بین فرایند های ذهنی ، فرد ، و ساختار اجتماعی را فرض می گیرند ، اما با این حال در بیشتر موارد برای تبیین رفتار در سطح فردی و گروه های كوچك كارآمدتر هستند.

موضوعات مرتبط: آسیب اجتماعی، فرضیه نظریه مکتب پارادایم، علوم رفتاری، روانشناسی       روانشناسی اجتماعی
[ یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱ ] [ 0:19 ] [ مدیر گروه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مرکز اطلاعات تحقیقات رفتاری
Behavioral  Research Information Center
BRIC  "BRIC"
Religion. Value. Believe. Behavior. Generation. Gender. Knowledge. Community. Nation. People. Clothes. Culture. Behavioral Sciences. Social Psychology. Statistics. Assessment and measurement. Questionnaire. Scale. Method. Education. Women. Men. Work . Social role. Parents. Norm. R. Research دین ارزش اعتقاد رفتار نسل جنسیت دانش جامعه
ملت مردم لباس فرهنگ علوم رفتاری روانشناسی اجتماعی آمار سنجش و اندازه گیری پرسشنامه مقیاس روش آموزش  زنان مردان کا ر نقش اجتماعی خانواده پدرمادر هنجار تحقیق.پژوهش
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب