|
BRIC Behavioral Research Information Center " مرکز اطلاعات تحقیقات رفتاری
| ||
|
متغیرها و مقیاسها...2 تعريف عملياتي اندازهپذير و تعريف عملياتي آزمايشي(1). در تعريف عملياتي اندازهپذير، عملياتي كه بايد انجام پذيرد تا اندازهگيري مفهوم يا سازه ميسر شود آشكار ميشود. مثلاً هوش را ميتوان چنين تعريف كرد كه عبارت است از نمرهاي كه در آزمون تراز شده استانفورد ـ بينه بدست ميآيد. در تعريف عملياتي آزمايشي به بيان پرداخته ميشود كه پژوهشگر بايد به اجرا درآورد تا اينكه شرايط آزمايشي ظاهر گردد. مثلاً براي تعريف عملياتي آزمايشي“ ناكامي“ ميتوان “ممانعت آزمودني از نيل به مقصد معين“ را مورد نظر قرار داد. (1) تعريف عملياتي بايد طوري انجام پذيرد كه، چنانچه هر پژوهشگري در شرايط مشابه به اندازهگيري سازه يا مفهوم مورد مطالعه بپردازد، نتيجه يكساني بدست آيد. به كمك تعريف عملياتي مفهومها يا سازهها ميتوان متغيرهاي مورد مطالعه را به طريق عملي تعريف نمود و آنها را با پايايي بيشتري اندازهگيري كرد. براي اين منظور، سلسله اقدامات مورد نظر در تعريف عملياتي بايد قابل تكرار باشد. در اينجا به منظور روشنتر شدن مبحث متغيرها، بويژه در پژوهشهاي توصيفي، تعريف جامعه آماري را مورد نظر قرار ميدهيم. در تعريف جامعه آماري به اين نكته اشاره ميشود كه افراد جامعه حداقل داراي يك صفت مشترك هستند. با توجه به اين تعريف، هر صفت ديگري كه از يك فرد به فرد ديگر جامعه تغيير كند را متغير ميناميم. بنابراين متغيرها عبارتند از ويژگيهاي افراد، اشياء، واحدها و غيره كه ميتوانند مقادير كيفي يا كمي اختيار كند(2). از جمله اين مقادير ميتوان قد، وزن، بهره هوشي و امثال آن را نام برد. 2 ـ انواع متغيرها مقادير متغيرها ميتواند مقولهاي(Categorical ) باشد، مانند رنگ چشم يا جنسيت، يا اينكه كمي باشد مانند طول، قد، وزن و بهره هوشي. بدينسان متغيرها را ميتوان به دو دسته: مقولهاي و عددي(Numerical ) تقسيم كرد. به عبارت ديگر از اين دودسته متغير ميتوان تحت عنوان متغيرهاي كيفي و كمي ياد كرد.
3 ـ نامگذاري متغيرها در پژوهشهايي كه با مشاهده متغيرها و توليد دادهها سروكار داريم بايد متغيرها را نامگذاري كرد: اين امر در آزمودن فرضيهها، به ويژه در پژوهشهاي آزمايشي، بايد رعايت شود. نامگذاري متغيرها با توجه به پنج دسته ذيل انجام ميِود(4): ـ متغير مستقل ( Independent variable ) ـ متغير وابسته ( Dependent variable ) ـ متغير تعديل كننده ( Moderator vartiable ) ـ متغير كنترل ( Control vartiable ) ـ متغير مداخلهگر ( Intervening vartiable ) مثلاً در فرضيه ذيل ميتوانيم متغيرهاي مورد نظر را براساس دستههاي فوق نامگذاري كنيم: “در ميان دانشآموزان همسال كه داراي بهره هوشي يكساني باشند، عملكرد مهارتي دانشآموزان پسر با تعداد تمرين آنان مستقيماً مرتبط است درحاليكه درمورد دانشآموزان دختر اين رابطه كمتر ميباشد:“ ـ تعداد تمرين = متغير مستقل ـ عملكرد مهارتي = متغي وابسته ـ جنسيت = متعير تعديل كننده ـ متغيرهاي كنترل = سن، هوش ـ متغيرهاي مداخلهگر = يادگيري 1/3ـ متغير مستقل متغير مستقل عاملي است كه در پژوهشهاي تجربي به وسيله پژوهشگر “دستكاري“ ميشود يا “مقادير“ مختلف آن مورد نظر قرار ميگيرد تا تأثير( يا رابطه) آن بر روي پديده ديگري بررسي شود.
2/3ـ متغير وابسته متغير وابسته عملي است كه تأثير(يا رابطه) متغير مستقل برآن مورد مشاهده شده و مورد بررسي قرار ميگيرد. به عبارت ديگر پژوهشگر با “دستكاري“ متغير مستقل درصدد آن است كه تغييرات حاصل را بر متغير وابسته مطالعه نمايد. 3/3ـ متغير تعديل كننده متغير تعديل كننده را ميتوان به عنوان يك متغير مستقل فرعي منظور داشت. پژوهشگر با درنظر گرفتن يك متغير مستقل ويژه، كه مقادير مختلف آنرا نيز علاوه بر متغير مستقل اصلي منظور ميدارد، سعي ميكند كه تأثير متغير مستقل را بر متغير وابسته مطالعه كند. در انجام اين عمل متغير مستقل فرعي(متغير تعديل كننده)، به عنوان تعديل كننده تأثير متغير مستقل بر متغير وابسته، مورد نظر قرار ميگيرد. 4/3ـ متغير كنترل در پژوهشهاي علوم انساني و اجتماعي، بهويژه علوم تربيتي، كه آزمودني انسان است، نميتوان كليه متغيرهاي مربوط به موقعيت آزمايش يا مرتبط با آزمودني را همزمان بررسي كرد. از اينرو بعضي از متغيرها بايد خنثي شود تا اطمينان حاصل شود كه تأثير آنها در رابطه ميان متغير مستقل و متغير وابسته دخالت نداشته است. 5/3ـ متغير مداخلهگر متغير مداخلهگر عاملي است كه بر متغير وابسته تأثير گذارد اما نميتوان آنرا دستكاري كرد، تأثير آن را مشاهده كرد يا اندازه گرفت؛ بلكه تأثير اين عامل را بايد از طريق تأثير متغيرهاي مستقل و تعديل كننده بر متغير وابسته استنباط كرد. (3)
4 ـ مقياسهاي اندازهگيري ( Measurement Scales ) يك متغير را ميتوان در سطوح مختلف اندازهگيري كرد. انتخاب سطح مناسب براي اندازهگيري متغير مورد مطالعه باعث ميشود كه دادهها مورد گردآوري گوياي واقعيت مورد مطالعه باشند. بهطور كلي چهار سطح يا مقياس براي اندازهگيري متغيرها ميتوان منظور داشت: مقياس اسمي، مقياس رتبهاي، مقياس فاصلهاي و مقياس نسبتي. 1/4ـ مقياس اسمي( Nomial Scale) مقياس اسمي براي اندازهگيري متغيرهاي مقولهاي به كار ميرود. اين مقياس شامل حداقل دو مقوله متمايز است كه هيچگونه تقدم يا تأخر در آن وجود ندارد. به عبارت ديگر ميان مقولههاي مقياس اسمي نميتوان ترتيب خاصي درنظر گرفت. مثلاً براي متغير جنسيت، دو مقوله نميتوان ترتيب ويژهاي منظور داشت. 2/4ـ مقياس رتبهاي(Ordina Iscale ) مقياس رتبهاي براي اندازهگيري متغيرهايي بكار ميرود كه پيوسته بوده و تفاوت حالتهاي مختلف صفت متغير فقط از نظر سلسله مراتب وضع افراد قابل نمايان ساختن باشد. مثلاً براي تعيين رتبههاي كنكور ميتوان مقياس رتبهاي را بكار برد و افراد را در مراتب: رتبه اول، دوم تا رتبه آخر دستهبندي كرد. از جمله متغيرهايي كه مقياس رتبهاي براي آنها بكار ميرود متغير نگرش ميباشد. 3/4ـ مقياس فاصلهاي (Interval Scale ) مقياس فاصلهاي مقياسي است كه بهوسيله آن ميتوان متغيرهاي كمي را كه داراي مبدأ اختياري هستند اندازهگيري كرد. به وسيله اين مقياس نهتنها ميتوان افراد را رتبهبندي كرد بلكه تفاوت آنها، از نظر صفت متغير مورد مطالعه، را نيز ميتوان معين كرد. اما اين مقياس داراي صفر مطلق نميباشد. مثلاً براي اندازهگيري هوش، ارزيابي عملكرد از مقياس فاصلهاي استفاده ميشود. چه متغير هوش داراي مقدار صفر نميباشد. 4/4ـ مقياس نسبتي ( Ratis Scale ) مقياس نسبتي، كه بالاترين سطح اندازهگيري است، مقياسي است كه داراي مبدأ صفر مطلق بوده و از فاصلههاي مساوي برخوردار است. براي هردو مقدار اين مقياس ميتوان نسبتي را تعيين كرد كه حاكي از بيشي مقدار صفت متغير در يك فرد نسبت به فرد ديگر مورد مطالعه باشد. مثلاً در اندازهگيري سالهاي خدمت كاركنان، ميتوان فردي يافت كه تازه استخدام باشد و سابقه خدمتش صفر باشد. همچنين، مثلاً، ميتوان نسبت سابقه خدمت دو نفر كه يكي داراي سابقه خدمت 10 سال و ديگري5سال است را حساب كرد. دراين مثال، نفر اول سابقه خدمتش دوبرابر نفر دوم است و نسبت سابقهشان 2 ميباشد كه مساوي نسبت سابقه خدمت دونفر ديگر از كاركنان است كه سابقة خدمت آنان بهترتيب 6 سال و 3 سال ميباشد. به عبارت ديگر مقياس نسبتي علاوه بر دارا بودن ويژگيهاي مقياس فاصلهاي داراي مبدأ واقعي( صفر مطلق) نيز ميباشد. بيشتر متغيرهايي كه در پژوهشهاي آموزشي با آنها سروكار داريم از جمله متغيرهايي هستند كه نميتوان مقياس نسبتي را درباره آنها بكار برد.RAHMATOLLAH KHARAZMI RAHIMABADI"
موضوعات مرتبط: آمار آزمونها روشها تحلیل تکنیک، تحقیقات آموزشی، سنجش و اندازه گیری علوم رفتاری .. پرسشنامه، روش تحقیق، جزوه روش تحقیق علمی وروش تحقیق عملی [ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 21:22 ] [ مدیر گروه ]
|
||
| [ طراحي : ايران اسکين ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||